۱–۱های پرشی؛ راهی برای شنیدن صدای سازمان

مقاله جلسه یک به یک پرشی چیست

هرچه مدیر در سلسله‌مراتب سازمان بالاتر می‌رود، احتمال فاصله گرفتنش از تجربه‌ی روزمره‌ی کارکنان بیشتر می‌شود. گزارش‌ها از پیشرفت پروژه‌ها می‌گویند، داشبوردها شاخص‌ها را نشان می‌دهند و مدیران زیرمجموعه وضعیت تیم‌هایشان را شرح می‌دهند. اما آیا این تصویر، برای شناخت آنچه واقعاً در سازمان می‌گذرد کافی است؟

گاهی پشت یک گزارش امیدوارکننده، تیمی فرسوده قرار دارد؛ پشت تأخیر یک پروژه، تعارضی حل‌نشده؛ و پشت سکوت کارکنان، این احساس که کسی حرفشان را نمی‌شنود. جلسات یک‌به‌یک پرشی (Skip-level 1-on-1) فرصتی برای دیدن و شنیدن همین بخش‌های کمتر پیدای سازمان فراهم می‌کنند.

جلسه‌ی ۱–۱ پرشی چیست؟

جلسه‌ی یک‌به‌یک پرشی، یا Skip-level 1-on-1، گفت‌وگوی مدیر با فردی است که با یک واسطه به او گزارش می‌دهد. برای مثال، مدیر فناوری با برنامه‌نویسی گفت‌وگو می‌کند که مدیر مستقیمش، سرپرست تیم توسعه است. در این دیدار، یک لایه از سلسله‌مراتب کنار می‌رود تا ارتباط مستقیم شکل بگیرد.

موضوع جلسه می‌تواند تجربه‌ی کار در تیم، موانع عملکرد، پیشنهادهای بهبود، مسیر رشد یا پرسش‌هایی درباره‌ی جهت‌گیری سازمان باشد. ارزش آن نیز به همین فرصت گفت‌وگو وابسته است؛ فرصتی که در جلسات عمومی یا گزارش‌های رسمی به‌سادگی فراهم نمی‌شود.

چرا جلسات پرشی اهمیت دارند؟

اطلاعات هنگام عبور از لایه‌های سازمانی خلاصه و تفسیر می‌شود. این فرایند برای اداره‌ی سازمان ضروری است، اما ممکن است بخشی از واقعیت را از دید مدیران ارشد دور نگه دارد. حتی مدیرانی که با صداقت گزارش می‌دهند، الزاماً از تمام دغدغه‌های اعضای تیمشان آگاه نیستند.

گفت‌وگوی مستقیم می‌تواند این تصویر را کامل‌تر کند. مثلاً مدیر درمی‌یابد مانع پیشرفت کار، کمبود نیروی انسانی نیست، بلکه تغییر مداوم اولویت‌هاست؛ یا مسئله‌ای که فردی به‌تنهایی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند، میان چند تیم مشترک است و به تصمیمی در سطح بالاتر نیاز دارد.

این جلسات همچنین رابطه‌ای انسانی میان مدیر ارشد و کارکنان ایجاد می‌کنند. افراد از نام‌هایی در چارت سازمانی به انسان‌هایی با توانایی‌ها، دغدغه‌ها و آرزوهای مشخص تبدیل می‌شوند. از سوی دیگر، کارکنان فرصت پیدا می‌کنند درباره‌ی تصمیم‌های سازمان سؤال کنند و ببینند دیدگاهشان شنیده می‌شود.

آشنایی حاصل از این دیدارها می‌تواند زمینه‌ی طرح مسائل حساس‌تر در آینده را فراهم کند. کسی که پیش‌تر با مدیر ارشد گفت‌وگویی آرام و محترمانه داشته، احتمالاً برای بیان یک نگرانی جدی راحت‌تر به او مراجعه می‌کند.

پیوند با «حالت بنیان‌گذار» پل گراهام

پل گراهام در مقاله‌ی Founder Mode، با الهام از تجربه‌ی برایان چسکی در Airbnb، این تصور را به چالش می‌کشد که رشد شرکت الزاماً مستلزم محدود شدن ارتباط بنیان‌گذار به مدیران مستقیم زیرمجموعه‌اش است.

او مشخصاً از جلسات پرشی نام می‌برد و پیش‌بینی می‌کند که در «حالت بنیان‌گذار»، این ارتباط‌ها به روالی عادی تبدیل شوند. در عین حال، ضرورت تفویض اختیار را می‌پذیرد و هشدار می‌دهد که این مفهوم ممکن است بهانه‌ای برای تفویض نکردن مسئولیت‌ها شود.

از این بحث می‌توان برای اهمیت جلسات پرشی یک نتیجه‌ی عملی گرفت: واگذاری مسئولیت به مدیران، نیاز رهبر سازمان به شناخت مستقیم افراد و مسائل را از بین نمی‌برد. این شناخت می‌تواند به ارزیابی بهتر گزارش‌ها، فهم دقیق‌تر مشکلات و تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر کمک کند. برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی دیدگاه گراهام، می‌توانید تحلیل کامل حالت بنیان‌گذار؛ روایت پل گراهام از رهبری شرکت‌های در حال رشد را مطالعه کنید.

جلسات یک به یک پرشی و نقش موثر آن در سازمان‌ها

«تا مدیر شدن» چگونه به این موضوع می‌پردازد؟

کامیل فورنیه در کتاب «تا مدیر شدن»، در فصل هفتم با عنوان «مدیریت مدیرها»، بخشی مستقل را به جلسات پرشی اختصاص می‌دهد. او این جلسات را از عوامل حیاتی مدیریت در سطوح بالاتر می‌داند و هدف اصلی آن‌ها را شناخت سلامت و تمرکز تیم‌ها معرفی می‌کند.

کتاب، دیدار کوتاه یک‌به‌یک با افراد، مثلاً هر فصل یک‌بار، را یکی از شکل‌های اجرای این روش می‌داند. پرسش‌های پیشنهادی آن درباره‌ی موانع عملکرد، تجربه‌ی همکاری با مدیر، فرصت‌های ازدست‌رفته، بهبود محصول و میزان روشن بودن راهبرد سازمان است.

فورنیه به اهمیت شنیدن سوی دیگر داستان نیز توجه می‌کند: ممکن است مدیری در ارائه‌ی تصویری مطلوب به بالادست موفق باشد، در حالی که اعضای تیمش تجربه‌ی متفاوتی دارند. ارتباط مستقیم امکان بررسی این فاصله را فراهم می‌کند.

کتاب محدودیت زمانی این جلسات در سازمان‌های بزرگ را هم در نظر می‌گیرد و دیدارهای گروهی، مانند ناهار با تیم‌ها، را مطرح می‌کند؛ با این ملاحظه که افراد معمولاً مسائل حساس را در جمع به‌آسانی بیان نمی‌کنند.

این بحث و راهکارهای کاربردی مدیریت مدیران در ترجمه‌ی فارسی حمید یوسف‌زاده به تفصیل قابل مطالعه است: معرفی و تهیه‌ی کتاب «تا مدیر شدن».

چگونه این فرصت را مؤثر کنیم؟

برای مؤثر بودن جلسه پرشی، هدف آن باید برای فرد و مدیر مستقیمش روشن باشد. مدیر ارشد باید با کنجکاوی گوش دهد، پرسش‌های باز بپرسد و از تبدیل گفت‌وگو به بازخواست یا صدور دستورهای موازی پرهیز کند.

پرسش‌هایی مانند «چه چیزی مانع بهترین عملکردت می‌شود؟» یا «کدام تصمیم سازمان برایت روشن نیست؟» می‌توانند آغاز خوبی باشند. همچنین، شنیدن یک روایت نباید به قضاوت فوری درباره‌ی افراد منجر شود؛ بازخوردها نیازمند بررسی منصفانه‌اند.

در نهایت، ارزش جلسه با رفتار پس از آن مشخص می‌شود. اگر مسئله‌ای نیازمند پیگیری است، باید پیگیری شود و نتیجه به فرد بازگردد. کارکنان از همین رفتار می‌فهمند که گفت‌وگو تا چه اندازه جدی گرفته شده است.

اختصاص زمانی منظم به این دیدارها، سرمایه‌گذاری روی شناخت سازمان است. مدیری که صدای افراد را پیش از تبدیل شدن مسئله به بحران می‌شنود، فرصت بیشتری برای کمک، اصلاح و ساختن تیمی سالم‌تر دارد.

به دنبال ساختن تیمی چابک، یادگیرنده و هم‌راستا هستید؟

ارتباط مستقیم، شفافیت سازمانی و شنیدن صدای بدنه تیم، پایه‌های اصلی رهبری در سازمان‌های چابک هستند. برای دسترسی به مقالات، راهنماها و الگوهای توسعه تیمی، بخش ساختن تیم را دنبال کنید.

مشاهده مسیر ساختن تیم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا